حاج ملا هادي السبزواري

80

شرح مثنوى

تصرفى نيست در نظر شهود ايشان به جز خدا ، و هر چه خدا مىكند معشوق و لذيذ ايشان است . اين از طرف فاعل . مرتبهء ديگر از طرف قابل ، مىگوييم آنها جان هستند و مجرد بالفعل و بيگانه از جسم و انفعال . در ذات و حقيقت ايشان از جسمانيات نيست بلكه به جهت آن كه جان مطلقند جسمشان محكوم عليه به احكام جان است . چنان كه فرمود : كاندر آتش خلق عاشقتر شدند در فناى جسم صادقتر شدند و مرتبهء ديگر از باب تطابق عوالم مىگوييم آتش شهوت و غضب با آتش صورى يك حقيقت است و تفاوت مثل ذى ظل و ظل است ، چنان كه نار طبيعت دنيا ظلش نار جهنم مىشود قال تعالى : * ( اِنْطَلِقُوا إِلى ظِلٍّ ذِي ثَلاثِ شُعَبٍ لا ظَلِيلٍ وَلا يُغْنِي مِنَ اَللَّهَبِ 77 : 30 - 31 ( 1 ) و هر كه را اين نسوزاند آن نسوزانيده بلكه سوختن به آتش صورى ، دون سوختن به آتش نار شهوت و غضب است و نسوختن به آن دون نسوختن به اين است . چنان كه در مثال نار سنگ و آهن و نيران متولده از آن و مثالهاى ديگر معلوم است . و همچنين روح و ريحان نار الله كجا - كه آن مؤمنه موقنه مشاهده كرد با آن طفل ، خواه طفل ظاهرى از آن جهت كه صقع او و جزء او بود ، اراده شده باشد و خواه طفل معنوى ، زيرا كه نفس امّ است و روح اب است و قلب ولد كه نفس مطيعه و قلب نورى مطيع روح زوجهء مطيعهء سعيده و ولد خلف صالحند و نفس امّاره و مسوله و قلب مسود غير مطيع روح كه اب بود زوجهء ناشزه و ولد ناخلفند و هر گاه ولد صالح كه قلب مستقيم است خود را در نار الله و نور الله اندازد مادر را كه نفس نوريهء صالحهء رؤوفه است مىكشاند و همچنين ساير قوى را ، - و ورد و ياسمن و بهار و رياحين صورى كجا ؟ از ديدن گل مىخلد در ديدهء من خارها آن گل كه من مىجويمش نبود در اين گلزارها و مرتبهء ديگر مىگوييم گاه باشد به قوت نفس نبى عليه السلام يا ولى برده مىشوند نفوسى به عالم صور صرفه و وقايعى مشاهده مىشود بالحقيقة و بالمعاينة و محقق است كه شيئيت شيئى به صورت است و جاى ديگر اين را تفصيل داده‌ايم . ( ( 863 ) ) موج دريا چون به امر حق بتاخت * اهل موسى را ز قبطى واشناخت ن 42 21 - ك 20 11 قبطى : به كسر قاف ، اهل مصر . و قوم فرعون را قبطى و قوم موسى را سبطى گويند . ( ( 866 ) ) هست تسبيحت بخار آب و گل * مرغ جنت شد ز نفخ صدق دل ن 43 2 - ك 20 13 هست تسبيحت : تا آخر دو بيت ، معنى آن است كه تسبيح و حمد از براى مرغ جنت به منزلهء ماده‌اند براى مرغ دنيا ، چه مادهء هر چيز بايد مناسب با او باشد . مرغ دنيوى عناصر طبيعى ماده آن است و مرغ برزخى و اخروى عمل صالح و ملكهء حميده مادهء آن است . در حديث است كه فِى

--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء مرسلات ، آيهء 30 .